و در ساعت نگاه تو بود که سرانجام عشق برايم ترجمه شد پيش از تو هيچ آموزگاري نداشتم که تمنا را برايم معني کند خواهش ، توهمي بيش نبود و نياز تصور کودکانه اي از نداشتن
و چه شاگردي بهتر از من که با اولين کلام درس را تا خط آخر بياموزد و چه درسي شيرين تر از تبسم که بودن را بهانه اي گرداند تا بي بهانگي را سرزنش کند...
2نوشته
شده در
پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت16:54 توسط الهه|
This Template Designed
By
ELAHEH
naz.
All Rights Reserved